2
دانشیار گروه الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3
مربی گروه الهیات پیام نور
چکیده
مشهور فقهای امامیه ادله استنباط احکام شرعی را چهار دلیل کتاب، سنت، اجماع و عقل میدانند. از میان ادله چهارگانه، دلیل عقل، مسیر پرفرازونشیبی را طی کرده و باعث اختلافنظرهایی در استنباط احکام بهوسیله آن شده است. این نمود و دوگانگی را در برخورد با دلیل عقل در اقوال فقها میتوان مشاهده کرد. وجود چنین افتراقاتی در حوزه ادله استنباط احکام شرعی، ضرورت واکاوی مجدد دلیل عقل و سیر تاریخی آن در عمل به آن را ایجاب میکند و موجب یافتن پاسخ به برخی چالشها و اختلافنظرهای موجود در مسئله میشود. این مقاله به روش توصیفی _ تحلیلی و با تتبع در نظرات فقها به نگرشی تاریخی بر جایگاه عقل در استنباط احکام و نگرشی عمومی بر فقه اهل سنت، و جایگاه عقل در فقه امامیه تا آغاز سده 12 قمری و پس از آن نگرشی کلی بر جایگاه عقل در فقه امامیه از آغاز سده 12 قمری تا عصر حاضر دارد. برسی اقوال فقهای معتزلی و شافعی درمیان اهل سنت و فقهای نامدار شیعی درعمل به دلیل عقل وکاربردهای عقل در کتاب جواهرالکلام، بخشی از مستندات مختار نگارنده را تشکیل میدهند و نظرات اصول عقلی، دلیل العقل و بنای عقلا، حکایت از قوت عقل بهعنوان دلیلی براحکام شرعی دارند. و خواهیم دید باشناخت این سیر تاریخی دلیل عقل، و عمل فقها به آن در استنباط احکام، قوت و سهم عقل بهعنوان یک دلیل بر احکام شرعی و اجتهاد نمود بیشتری پیدا میکند.