حقیقت یا مجاز انگاری عام مخصَّص و اثر آن در جواز تمسک به قضایای عام فقهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه مفید قم

2 استادیار دانشکده الهیات دانشگاه تبریز

3 دانش پژوه سطح 4 حوزه

چکیده

مخصِّص متصل یا منفصل پس از عام، شماری از افراد عام را از دایره حکم آن خارج می­سازد. پرسش اصلی، بقا یا عدم بقای حجیت پیشین آن عام و در نتیجه، جواز یا عدم جواز تمسک به عموم آن نسبت به افراد باقیمانده است که پاسخ آن ریشه در حقیقت یا مجاز انگاری عام مخصَّص دارد. اغلب اصولیان متقدم، استعمال عام مزبور بعد از ورود مخصِّص را مجاز می­‌دانند؛ در مقابل، اصول­دانان متأخر به­ویژه از زمان شیخ انصاری تا امام خمینی(ره)، استعمال عام مخصَّص را استعمال حقیقی دانسته­اند و معتقدند ورود مخصِّص، دامنه شمولی عام را محدود می­کند، اما در ماهیت آن از حیث حقیقت و مجاز، تغییرى ایجاد می­نماید. تفاوت این دو دیدگاه آن است که قائلان به مجازبودن عام مخصَّص، در مورد حجیت و عدم حجیت عام مخصَّص اختلاف نظر دارند؛ ولی بین قائلان به حقیقت­بودن عام مخصَّص، در مورد حجیّت عام مخصَّص اختلاف نظری ندارند، بلکه همگی قائل بر حجیّت آن هستند. مسأله حجیّت عام مخصَّص، در حقوق موضوعه نیز کاربرد دارد و جواز تمسک به خطابات عمومی قانونگذار در قوانین موضوعه، مبتنی بر آن است و از آن رو، ارائه یک ضابطه کلی در این رابطه، ضروری است. در نوشتار حاضر با مطالعه تطبیقی مبانی دیدگاه­های مطرح­شده و با محوریت مبانی اصولی امام خمینی که با مبنای مشهور اصولیان متأخر امامیه در اثبات حجیت عام مخصّص متفاوت است، می­توان نتیجه گرفت که دیدگاه قائلان به حجیّت عام پس از تخصیص، عاری از اشکال است و تمسک به تعابیر عام قانونگذار و شارع در موارد عام مخصَّص، جایز و بلکه لازم است.

کلیدواژه‌ها