دانشیار گروه الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده
دغدغه فقیهان امامیه، در گستره قرنهای گذشته تا کنون، بر این بوده است که از راههای گوناگون شرعی، به استنباط احکام بپردازند و گاه از ادلّه خاص و در جاهایی از ادلّه عام بهره گیرند. آنها به این دو گونه دلیل، بسنده نکرده و از ویژگیها، شیوهها و رفتارهای شارع در قانونگذاری، اصولی فراتر از قوانین به دست آوردهاند که هرچند در دو دسته پیشین، دلیلی را بر حکمی نیافتهاند، بهگونه یقینی، به اثبات یا نفی آن، باور پیدا کردهاند. آن اصول را نه از تکگزارهها؛ بلکه از مجموعه احکام یافته و نام مذاق شریعت را برای آن برگزیدهاند. در فقه اهل سنت نیز استحسان بهعنوان یکی از راههای کشف احکام شریعت مطرح شده است که در فقه شیعه به آن رویکرد مثبتی وجود نداشته و ایشان حجیت آن را نفی کردهاند. شیعه با استحسان به مخالفت برخاسته؛ ولی در مصادیقی با اهل سنّت همنوا شده است. هرچند از آنها بهعنوان استحسان نام برده نشده، ولی آنچه را با عنوان استثنای از حکم کلّی یا تخصیص آن ادلّه پذیرفته است، میتوان نمودی دیگر از برخی تعریفهای استحسان سنّی دانست. پژوهش پیش رو با مقایسه دو اصطلاح استحسان و مذاق شریعت، به این نتیجه دست یافته است که اگرچه این دو اصطلاح دارای اشتراکاتی هستند، تمایزات گوناگونی دارند که سبب میگردد مذاق شریعت در بین فقیهان ممتاز امامیه از حجیت برخوردار باشد و در استدلالهای فقهی به کار آید.