از منظر شهید صدر دلالت حدیث رفع بر برائت در شبهات حکمی و موضوعی، متوقف بر اثبات دو مسئله است:
- تصور امکان قدر جامع بین هر دو شبهه؛
- عدم وجود قرینه بر اختصاص دلالت آن.
به نظر شهید استدلال آخوند خراسانی مبنی بر اشتراک شبهات حکمی و موضوعی در شیئیت، حائز اهمیت است و بر اساس آن امکان دارد هر دو شبهه مدلول حدیث رفع، واقع شوند؛ زیرا، «ما» موصول در حدیث، به لحاظ معنا مساوق با شیء است و ازاینجهت، ثبوتا زمینه برای دلالت حدیث رفع بر عموم فراهم است اما این چالش مهم وجود دارد که استعمال «ما» در هر دو شبهه، مستلزم تعدد در اسناد واحد است؛ زیرا، مفهوم شیء به لحاظ آنکه جامع شبهۀ حکمیه است میتواند حقیقتاً مسندالیه رفع قرار گیرد اما به لحاظ آنکه شبهۀ موضوعیه در آن نهفته اسناد رفع به آن مجازی خواهد بود و جمع بین مجاز و حقیقت در اسناد واحد، معقول نیست. شهید صدر ضمن نقد و بررسی پاسخهای اصولیان دیگر، خودش راهحل را در مجازیت اسناد، دنبال کرده است؛ اسناد رفع مجازی آنچه غیر معلوم است نسبت بهحکم و موضوع، واحد است و باهمین ملاحظه، دلالت حدیث بر عموم شبهات مطابق اصل است؛ یعنی با توجه به ظرفیت دال و مدلول، «ما» موصول باید در اعم، استعمال شده باشد. تحفظ براین اصل به سیاق حدیث هم اخلال وارد نمیکند تا به خاطر حفظ آن دلالت آن را در خصوص موضوع مجهول و یا حکم مجهول تنها، فروکاسته شود.