اصولگرایی عملی در استنباطات فقهی فیض کاشانی در معتصم، الوافی و مفاتیح

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار دانشگاه علوم و معارف قرآن، دانشکده علوم قرآنی، تهران گروه علوم قرآن و حدیث

چکیده

نزاع‌های فکری قرن یازدهم هجری میان اندیشمندان شیعی، به شکل‌گیری دو دیدگاه در حوزهٔ علوم عقلی و نقلی انجامید. دیدگاهی که به فلسفهٔ مشاء و اشراق توجهی ویژه داشت و اندیشه‌ای دیگر که برای روایات در استنادات فقهی جایگاهی خاص قائل بود. وجود این دو مشرب، موجب پیدایش دو نگرش اصولی و اخباری شد و فقیهان در استنباط احکام فقهی به دو دسته تقسیم گردیدند.
محقق در این مقاله، با بهره‌گیری از روش توصیفی و تحلیلِ داده‌های کتابخانه‌ای، کوشیده است ضمن طرح تاریخچهٔ پیدایش اخباری‌گری، به تمسک ملا محسن فیض کاشانی به اصول در کتب مهم فقهی و فتاوی خود بپردازد و با استناد به یافته‌هایی از کتاب‌های معتصم الشیعة، الوافی و مفاتیح، گرایش وی به اصول در استنباط فروع فقهی را مبرهن نماید. حاصل این کوشش نشان می‌دهد که متهمان به اخباری‌گری – از جمله فیض کاشانی – در مواضع متعددی به دانش اصول پایبند بوده‌اند. همچنین اصولیان نیز در استنباط فقهی هرگز از اخبار اهل‌بیت( جدا نشده‌اند. بنابراین به نظر می‌رسد که نسبتِ اخباری یا اصولی دادن به برخی از اندیشمندان اسلامی، تنها ناشی از توجه بیشتر آنان به اخبار یا اصول بوده است؛ ازاین‌رو، تقسیم فقها در شیوهٔ استنباط احکام به دو گروه اصولی و اخباری، از منابع مربوطه صحیح به نظر نمی‌رسد.
کلیدواژه‌ها: اخباری‎گری ملا محسن فیض کاشانی، معتصم الشیعة، الوافی، مفاتیح الغیب.
 
 

کلیدواژه‌ها