اجماع بهعنوان یکی از مباحث کلیدی در علم اصول فقه، نقش مهمی در استنباط احکام شرعی ایفا میکند. یکی از مسائل مورد اختلاف در میان اصولیان، کارکرد جابریت اجماع و میزان دخالت آن در کشف حکم شرعی است. این پژوهش با رویکردی تطبیقی، به بررسی مبانی و کاربرد مفهوم جابریت اجماع از منظر دو فقیه برجسته، شیخ انصاری و محقق خویی، میپردازد.
در ابتدا، اجماع منقول و مبانی حجیت آن تبیین میشود تا زمینه نظری بحث فراهم گردد. سپس، با استناد به اندیشههای شیخ انصاری، بهویژه در کتاب «المکاسب»، نشان داده میشود که اجماع علاوه بر جنبه اثباتی، میتواند بهعنوان عاملی برای جبران ضعف سند یا دلالت روایت مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل، محقق خویی این دیدگاه را رد کرده و نقش جابریت اجماع را مردود میداند.
این مقاله با تحلیل هفت نمونه فقهی، به مقایسه تطبیقی دو دیدگاه پرداخته و ظرفیتها و محدودیتهای هر یک را بررسی میکند. یافتههای این پژوهش میتواند به ارتقاء سطح تحلیلهای اصولی و فقهی معاصر کمک کند. کلیدواژهها: اجماع منقول، ضعف سندی و دلالی، جابریت سند ودلالت، شیخ انصاری، محقق خویی.